طیه
🌐 تا کردن آن
این صورت از واژه بسیار نادر است و ممکن است صورت ضبطشده یا تغییریافتهای از واژهای دیگر باشد. در عربی معیار، کاربرد مشهور و تثبیتشدهای برای «طیه» کمتر دیده میشود و برای فهم دقیق آن باید متن و منبع بررسی شود.
قید (adverb)
📌 بدینوسیله
📌 در اینجا
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 پیوست
📌 محصور شده
📌 تا شده
جمله سازی با طیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 أشار الموظف إلى المستند وهو يقول إن الختم موجود في طیه الأخير.
کارمند به سند اشاره کرد و گفت که مُهر روی آخرین تاخوردگی است.
💡 كان الرسالة داخل طیه جيب المعطف حتى لا تضيع أثناء السفر.
نامه داخل جیب کت بود تا موقع سفر گم نشود.
💡 وضع الكاتب الورقة في طیه ثم أغلق الملف استعدادًا للاجتماع.
نویسنده کاغذ را تا کرد و سپس پرونده را بست تا برای جلسه آماده شود.