طوع

🌐 داوطلبانه

«طوع» به معنای اطاعت، فرمان‌برداری و انجام دادن کاری با میل و رغبت است. این واژه در برابر «کَره» یا اجبار قرار می‌گیرد و نشان می‌دهد کاری با رضایت انجام شده است. در متون دینی و ادبی، «طوع» بار معنایی مثبت دارد.

اسم (noun)

📌 اطاعت

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 مطیع

جمله سازی با طوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاد الشاب إلى بلدته طوع رغبةً في مساعدة أسرته.

مرد جوان داوطلبانه به زادگاهش بازگشت و خواست به خانواده‌اش کمک کند.

💡 ساهمت المجموعة طوع ًا في تنظيف الحي بعد انتهاء الفعالية.

این گروه پس از پایان رویداد، داوطلبانه در تمیز کردن محله مشارکت کردند.

💡 أولًا: كان «ألسيسي» يفقد شرعيته بسبب كونه تحت طوع السعودية.

اول: السیسی مشروعیت خود را از دست می‌داد زیرا تحت کنترل عربستان سعودی بود.

💡 عمل الموظف طوع ًا دون أن يُجبره أحد على قبول المهمة.

کارمند داوطلبانه کار می‌کرد بدون اینکه کسی او را مجبور به پذیرش این وظیفه کرده باشد.

💡 ‬فاجلميع هنا طوع أمري و أن‬ ‫أوهلم فال‬ ‫جترؤ و تعصاين!

اینجا همه مطیع فرمان من هستند و اگر به آنها اجازه بدهم، جرات سرپیچی از دستور مرا نخواهند داشت!

💡 كان السياسي يجعل وسائل الإعلام طوع بنانه، مما مكنه من التلاعب بالرأي العام بسهولة.

این سیاستمدار رسانه‌ها را در اختیار داشت و همین امر او را قادر می‌ساخت تا به راحتی افکار عمومی را دستکاری کند.

کلمات مرتبط