طرزت
🌐 گلدوزی شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 او گلدوزی کرد
جمله سازی با طرزت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طرزت الجدةُ الثوبَ بخيوط ذهبية فصار أجمل وأفخم من قبل.
مادربزرگ با نخهای طلایی، لباس را گلدوزی کرد و آن را زیباتر و مجللتر از قبل نمود.
💡 طرزت الخياطةُ العباءةَ يدويًا لتناسب المناسبة الرسمية.
خیاط، عبا را با دست گلدوزی کرد تا مناسب مراسم رسمی باشد.
💡 جلس راشد بجواره ومسح جبينه مبنديل ابيض طرزت األحرف األوىل من اسمه عليها«
رشید کنارش نشست و پیشانیاش را با دستمال سفیدی که حروف اول اسمش روی آن گلدوزی شده بود، پاک کرد.
💡 طرزت الفتاةُ وسادتها الصغيرة بأشكال زهرية جميلة.
دختر، بالش کوچکش را با طرحهای گلدار زیبا گلدوزی کرد.
💡 ويف وقت فراغها حاكت بدلة زرقاء لنوم املولود القادم طرزت عىل صدرها تاجا ملكيا ذهبيا وأهدتها إىل متارا قبل أسبوع من موعد الوالدة.
در اوقات فراغتش، یک لباس خواب آبی برای نوزادِ در راه دوخت، یک تاج سلطنتی طلایی روی سینهاش گلدوزی کرد و یک هفته قبل از تاریخ زایمان، آن را به تامارا داد.
💡 جلست العائلة الحاكمة عىل مقاعد طرزت بلون ذهبي
خانواده حاکم بر روی صندلیهایی با گلدوزی طلایی مینشستند.