تقوض
🌐 تضعیف میکند
فعل (verb)
📌 تضعیف
📌 فرسایش دادن
📌 به خطر انداختن
📌 واژگون کردن
📌 مختل کردن
اسم (noun)
📌 خرابی
جمله سازی با تقوض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تقوض الأزمة الاقتصادية قدرة الأسر على تلبية احتياجاتها الأساسية.
بحران اقتصادی، توانایی خانوادهها را در تأمین نیازهای اساسیشان تضعیف میکند.
💡 فمن دون تدابير الحماية هذه، ينتظر أن تقوض ظروف العمل للعمال المهاجرين وكذلك للمحليين.
بدون این اقدامات حفاظتی، انتظار میرود شرایط کاری برای کارگران مهاجر و همچنین افراد محلی رو به وخامت بگذارد.
💡 تقوض الأخطاء المتكررة سمعة المشروع وتؤثر في نجاحه العام.
اشتباهات مکرر، اعتبار پروژه را تضعیف میکند و بر موفقیت کلی آن تأثیر میگذارد.
💡 ولا داعي لذكر أن أيٍ من هذه الخصال قد تقوض استراتيجية الردع.
ناگفته پیداست که هر یک از این ویژگیها میتواند استراتژی بازدارندگی را تضعیف کند.
💡 يجادل النقاد بأن الصحافة الصفراء تقوض ثقة الجمهور في صناعة الإعلام.
منتقدان معتقدند که روزنامهنگاری زرد، اعتماد عمومی به صنعت رسانه را تضعیف میکند.
💡 تقوض هذه الإشاعة ثقة الناس بالمؤسسة إذا لم تُنفَ بسرعة.
این شایعه اگر به سرعت تکذیب نشود، اعتماد مردم به این موسسه را خدشه دار خواهد کرد.