طبقی
🌐 کلاس من
این واژه بهمعنای «طبقدار» یا «شبیه طبق» است و گاهی به چیزی گفته میشود که حالت سینی، طبقهبندیشده یا لایهلایه داشته باشد. در برخی کاربردها نیز میتواند به چیزی مربوط به «طبقه» یا «لایه» اشاره کند.
جمله سازی با طبقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طلبتْ أمي أن أُحضِرَ طبقی من المطبخِ لأنَّهُ كانَ ممتلئًا بالفواكهِ الطازجةِ.
مادرم از من خواست بشقابم را از آشپزخانه بیاورم چون پر از میوه تازه بود.
💡 سقطَ بعضُ الطعامِ من طبقی عندما اصطدمتِ الطاولةُ بالكرسيِّ في الزحامِ.
وقتی میز در میان جمعیت به صندلی برخورد کرد، مقداری غذا از بشقابم افتاد.
💡 وضعتُ الخبزَ في طبقی الأحمرِ على الطاولةِ قبلَ أن يبدأَ الضيوفُ بالوصول.
قبل از اینکه مهمانها برسند، نان را در ظرف قرمزم روی میز گذاشتم.