طبق

🌐 ظرف

به‌معنای «دسته»، «طبقه»، «سینی» یا «هم‌خوان با / مطابق». این واژه بسیار پرکاربرد است؛ مثلاً «طبق قانون» یعنی «مطابق قانون». همچنین در معنای اسمی می‌تواند به چیزی شبیه «سینی» هم اشاره کند.

جمله سازی با طبق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشترت أمي جوز ًا طازجًا من السوق لتحضير طبق تقليدي للعائلة.

مادرم گردوی تازه از بازار خرید تا یک غذای سنتی خانوادگی درست کند.

💡 استعملتُ المح في إعداد طبق الإفطار.

من در تهیه غذای صبحانه از زرده استفاده کردم.

💡 طلب العمالُ طبق فوال في الاستراحة لأنه يمنحهم طاقةً كبيرة.

کارگران در زمان استراحت یک بشقاب باقلا سفارش دادند چون به آنها انرژی زیادی می‌دهد.

💡 سقط طبق من الرف وانكسر، فاضطررنا إلى شراء واحد جديد.

یک بشقاب از قفسه افتاد و شکست، بنابراین مجبور شدیم یک بشقاب جدید بخریم.

💡 كانت أمي تضع كشمّا في طبق صغير لتقدمه للضيوف بعد الغداء.

مادرم کشمه را در ظرف کوچکی می‌ریخت تا بعد از ناهار از مهمان‌ها پذیرایی کند.

💡 وُضعت الحالوة في طبق جميل بجانب القهوة العربية.

شیرینی ها را در ظرف زیبایی کنار قهوه عربی گذاشته بودند.

💡 طلبنا في المطعم طبق بابا غنوج مع خبزٍ ساخن.

ما در رستوران بابا غنوش با نان داغ سفارش دادیم.

کلمات مرتبط