چاپار
چاپار به معنای پیامرسان یا پیک است و در زبان فارسی به شخصی اطلاق میشود که وظیفه انتقال پیامها و اخبار را بر عهده دارد. این واژه در تاریخ ایران به ویژه در دوران باستان و دوران صفویه کاربرد داشته و به افرادی اشاره میکند که با سرعت و دقت، نامهها و پیامها را از یک نقطه به نقطه دیگر منتقل میکردند. چاپارها در مسیرهای مشخصی فعالیت میکردند و به دلیل اهمیت ارتباطات در آن زمان، نقش بسیار مهمی در تبادل اطلاعات و اخبار ایفا میکردند.
آنها به طور معمول با اسب یا درشکه سفر میکردند و به همین دلیل، سرعت عمل آنها بسیار بالا بود. این افراد به خوبی با مسیرها آشنا بودند و میتوانستند در شرایط مختلف جوی و جغرافیایی به راحتی حرکت کنند. در واقع، چاپارها به عنوان یک سیستم ارتباطی اولیه در جامعههای قدیمی عمل میکردند و به مردم کمک میکردند تا از وضعیتهای مختلف و اخبار مهم آگاه شوند.
در ادبیات فارسی، واژه چاپار به عنوان نمادی از سرعت و دقت در انتقال پیامها به کار میرود و به نوعی نشاندهنده اهمیت ارتباطات در زندگی اجتماعی و سیاسی آن زمان است. امروزه این واژه کمتر استفاده میشود، اما هنوز هم در برخی متون تاریخی و ادبیات کلاسیک به چشم میخورد.
مترادفها
قاصد، پیک، نامهبر، فرستاده
لغت نامه دهخدا
چاپار. ( ترکی، اِ ) پیک. چپر. برید. پست. قاصد. نامه بر. گسی بنده. و رجوع به پیک و برید و چپر و گسی بنده وچاپارخانه شود. || نام نوعی خراج که در پیش از قراء میگرفته اند. ( مرآت البلدان ج 1 ص 337 ).
چاپار. ( اِخ ) نام محلی کنار راه سنندج و ساوجبلاغ میان میرزامیرانشاه و گردنه امیرآباد در 155000 گزی سنندج.
فرهنگ معین
[ تُر. ] (اِ. ) پیک، نامه بر.
فرهنگ عمید
پیک، نامه بر، نامه رسان، قاصد، پست.
فرهنگ فارسی
نامه بر، پیک، نامه رسان، پست، چپرهم گفته اند
( اسم ) پیک نامه بر قاصد.
نام محلی کنار راه سنندج و ساوجبلاغ میان میرزا میرانشاه و گردن. امیر آباد در ۱۵۵٠٠٠ گزی سنندج.
ویکی واژه
چاپار از فعل چاپماغ یعنی سواری کردن اسب گرفته شده است. چاپار بر وزن فعل گسترده است، یعنی فعلی که تمام زمانها رو شامل میشود. مثل کلمه آچار یعنی وسیله ای که کارش بازکردن است و نیازی به زمان خاصی ندارد. یا کلمه یاشار یعنی کسی که زندگانی طولانی دارد
تُر.
پیک، نامه بر.
جمله سازی با چاپار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به چاپاریش می گذشتی زمان بدین خواجه اش دوستی بد نهان