کلمهی «رهسپار شدن» در فارسی به معنای بهراه افتادن، روانه شدن یا حرکت کردن بهسوی مقصدی مشخص است. این واژه از دو بخش «ره» به معنای راه و مسیر، و «سپار» از ریشهی «سپردن» گرفته شده است که در اینجا مفهوم آغاز حرکت را میرساند. هنگامی که گفته میشود کسی «رهسپار شد»، یعنی سفر یا حرکت خود را آغاز کرده و راهی مقصدی شده است. این عبارت معمولاً بار معنایی رسمی، ادبی یا شاعرانه دارد و در متون کلاسیک فارسی نیز به وفور دیده میشود. رهسپار شدن میتواند هم به سفری کوتاه اشاره داشته باشد و هم به حرکتی طولانی و مهم. در ادبیات، این واژه اغلب نمادی از آغاز یک مسیر جدید، تغییر، هجرت یا جستوجوی هدفی تازه است. از نظر احساسی، این ترکیب میتواند حالوهوایی آمیخته با امید، انتظار یا حتی دلتنگی ایجاد کند. در مکالمات امروزی نیز برای بیان رفتن به سمت مکانی یا شروع سفری به کار میرود. این عبارت از نظر معنایی با واژههایی مانند روانه شدن، عازم شدن، کوچ کردن و سفر آغاز کردن هممعنی است.
رهسپار شدن
لغت نامه دهخدا
رهسپار شدن. [ رَ س ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عزیمت کردن. روانه گشتن. عازم شدن. رفتن. ( یادداشت مؤلف ).
- رهسپار دیار عدم یا نیستی یا آن جهان شدن؛ مردن. ( یادداشت مؤلف ).
رجوع به رهسپار و راهسپار شود.
فرهنگ فارسی
عزیمت کردن. روانه گشتن. عازم شدن
جمله سازی با رهسپار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این فصل در اوضاع سفر از تبریز الی پطرزبورغ نام دارد. نویسنده توضیح میدهد که زمانی که خبر کشتهشدن گریبایدوف در شعبان ۱۲۴۴ در تبریز به عباس میرزا رسید، وی میرزا مسعود مستوفی را مأمور کرد تا نخست به تفلیس رفته و گزارش رویداد را به پاسکویچ کنسول روسیه در قفقاز برساند و سپس زمینههای رهسپار شدن به سوی سنت پترزبورگ را برای عرض پوزش به بارگاه نیکلای یکم امپراتور این کشور فراهم آورد.