اجازة

🌐 تعطیلات

به‌معنای «اجازه، مجوز، اذن» است؛ و گاهی هم در اصطلاح اداری یا آموزشی برای «گواهی، تصدیق‌نامه، یا مرخصی» به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تعطیلات

📌 مجوز

جمله سازی با اجازة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استخدمت الأسرة اجازة قصيرة للسفر إلى البحر والابتعاد عن ضغط العمل.

خانواده از یک تعطیلات کوتاه استفاده کردند تا به دریا سفر کنند و از فشارهای کاری دور شوند.

💡 ‫ذهب آبائنا الى المدير وطلبوا اجازة لنا لمدة‬ ‫شهر

والدین ما پیش مدیر رفتند و برای ما یک ماه مرخصی خواستند.

💡 بدأت اجازة الصيف هذا العام باكرًا بسبب انتهاء الامتحانات قبل الموعد المعتاد.

امسال، تعطیلات تابستانی زودتر شروع شد، چون امتحانات زودتر از موعد مقرر تمام شدند.

💡 في البداية يصدر مرسوم للشركة فيما يتعلق بمشروعها، ثم تصدر بعد ذلك اجازة استثمار.

در ابتدا، حکمی برای شرکت در رابطه با پروژه‌اش صادر می‌شود و سپس مجوز سرمایه‌گذاری صادر می‌گردد.

💡 وهو يوم اجازة عامة على مستوى البلاد.

این یک تعطیلات عمومی در سراسر کشور است.

💡 وافق المدير على اجازة الموظفة بعد ولادة طفلها مباشرة.

مدیر بلافاصله پس از تولد فرزندش، مرخصی کارمند را تأیید کرد.

کلمات مرتبط