طبعها

🌐 چاپش کن

یعنی «طبع او را» یا «سرشت او را». اگر ضمیر «ها» به چیزی مؤنث اشاره کند، معنای «سرشت آن را» یا «طبع آن را» می‌دهد. بسته به جمله، می‌تواند «او را چاپ کرد» هم معنی دهد، ولی در کاربرد رایج‌تر به «طبع / سرشت» مربوط است.

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 تجدید چاپ شد

📌 چاپ شده

جمله سازی با طبعها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يبدو أنه يفسد الوصفة البسيطة رغم أنه طبعها بالكامل.

به نظر می‌رسد که او با وجود اینکه دستور پخت ساده را کاملاً چاپ کرده، دارد آن را خراب می‌کند.

💡 كشفت النسخة المعاد طبعها من المخطوطة عن تفاصيل كانت مجهولة سابقًا.

نسخه چاپ مجدد این نسخه خطی، جزئیاتی را آشکار کرد که قبلاً ناشناخته بودند.

💡 حتى بعد الخيبات، يسطع طبعها المرن في كل موقف.

حتی پس از شکست‌ها، طبیعت انعطاف‌پذیر او در هر موقعیتی می‌درخشد.

💡 وجاءت تصريحاته بعد أن أصدرت الحكومة الصومالية تصميم أوراق نقدية جديدة ليتم طبعها هذا العام.

اظهارات او پس از آن مطرح شد که دولت سومالی طرح اسکناس‌های جدیدی را که قرار است امسال چاپ شوند، منتشر کرد.

💡 أعجبتني الرسالة بعد أن طبعها بخط واضح وسهل القراءة.

بعد از اینکه پیام را با فونتی واضح و خوانا چاپ کرد، از آن خوشم آمد.

💡 اشتملت النسخة المعاد طبعها من المجلة على مقالات إضافية ومحتوى حصري.

نسخه چاپ مجدد مجله شامل مقالات اضافی و محتوای اختصاصی بود.

کلمات مرتبط