طاسة
🌐 جام
اسم (noun)
📌 کاسه
جمله سازی با طاسة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعطنا طاسة أخرى من المخللات المجانية.
یه کاسه خیارشور مجانی دیگه هم بهمون بده.
💡 اشتريت طاسة جديدة من السوق لتستخدمها في إعداد الطعام يوميًا.
من یک ماهیتابه نو از بازار خریدم تا روزانه از آن برای تهیه غذا استفاده کنم.
💡 وجد جدته جالسة عىل كرسيها بجوار الشباك كاملعتاد وبيدها طاسة نحاسية ووضعت أمامها وعاء احتوى عىل بعض املخلفات.
مادربزرگش را دید که مثل همیشه روی صندلیاش کنار پنجره نشسته بود، کاسهای مسی در دست و ظرفی در جلویش که مقداری خرده نان در آن بود.
💡 أساسا، كل ما تحتاج إليه هو طاسة الماء، فلينة، ودبوس ورقي صغير.
اساساً، تمام چیزی که نیاز دارید یک کاسه آب، یک چوب پنبه و یک گیره کاغذ کوچک است.
💡 سكبت المرأة الحساء في طاسة كبيرة قبل أن تقدمه للضيوف.
زن قبل از اینکه سوپ را برای مهمانان سرو کند، آن را در یک کاسه بزرگ ریخت.
💡 كانت طاسة المطبخ نظيفة ومرتبة فوق الرف بعد الغسيل.
ماهیتابه آشپزخانه بعد از شستشو تمیز و مرتب روی قفسه بود.