ضيق

🌐 باریک

«ضيق» به معنی تنگی، تنگنا، فشار، سختی یا محدودیت است. این واژه هم در معنای مادی به‌کار می‌رود، مثل تنگیِ مکان، و هم در معنای روحی و روانی، مانند تنگیِ دل یا سختیِ زندگی. در فارسی می‌توان آن را نزدیک به «تنگی»، «فشار» و «گرفتگی» ترجمه کرد.

جمله سازی با ضيق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فصبر الأب على تعب أبنائه رغم ضيق الوقت وضغوط العمل.

پدر با وجود محدودیت وقت و فشارهای کاری، خستگی فرزندانش را با صبر و حوصله تحمل می کرد.

💡 كان الطالب سريعي في تسليم الواجب رغم ضيق الوقت.

دانشجو با وجود زمان محدود، به سرعت تکلیف را تحویل داد.

💡 اشتكى السائق من ضيق الطريق في الحي القديم عند المساء.

راننده از باریکی جاده در محله قدیمی در عصر شکایت داشت.

💡 قال المرشد للزوار: فٱتبعونی بهدوء، فالممر ضيق وقد يزدحم عند المدخل.

راهنما به بازدیدکنندگان گفت: آرام دنبالم بیایید، گذرگاه باریک است و ممکن است در ورودی شلوغ شود.

💡 لا ينبغي أن نضيّع فلوسنا في أشياء غير ضرورية، خاصة عند ضيق الميزانية.

ما نباید پولمان را صرف چیزهای غیرضروری کنیم، مخصوصاً وقتی بودجه کم است.

💡 اشتريت قليلة كتب جديدة لمكتبي هذا الشهر بسبب ضيق الوقت.

این ماه به دلیل محدودیت زمانی، چند کتاب جدید برای دفترم خریدم.

💡 معملتش ما طلبه المدير بسبب ضيق الوقت وكثرة المهام.

به دلیل محدودیت زمانی و حجم زیاد وظایف، کاری را که مدیر از من خواسته بود، انجام ندادم.

💡 كان الشارعُ ضيق ًا جدًا، فلا تستطيع السيارتان المرور معًا.

کوچه خیلی باریک بود، طوری که دو ماشین نمی‌توانستند با هم از کنار هم رد شوند.

💡 اختصرنا الطريق عبر درب ضيق يمر بين الأشجار والمزارع القديمة.

ما از میان یک مسیر باریک که از بین درختان و مزارع قدیمی می‌گذشت، میانبر زدیم.