ضعاف

🌐 ضعیف

جمعِ «ضعيف» است و به معنای «ضعیف‌ها، ناتوان‌ها یا افراد کم‌توان» می‌آید. این واژه می‌تواند برای اشاره به ضعف جسمی، توان کم، یا ناتوانی در برابر قدرت و فشار نیز به کار رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 آسیب‌پذیر

📌 دچار اختلال

📌 ضعیف

📌 با کم

📌 ضعیف تر

📌 نحیف

جمله سازی با ضعاف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يهتم المعلم بمراعاة ضعاف التحصيل داخل الفصل الدراسي.

معلم نگران در نظر گرفتن دانش‌آموزانی است که عملکرد تحصیلی ضعیفی در کلاس دارند.

💡 المرضى برقم حالته في العادة يكونوا ضعاف للغاية و كسالى.

بیماران مبتلا به این بیماری معمولاً بسیار ضعیف و تنبل هستند.

💡 يحتاج ضعاف السمع إلى أجهزة تساعدهم على التواصل اليومي.

افراد مبتلا به کم شنوایی به دستگاه‌هایی نیاز دارند که به آنها در برقراری ارتباط روزانه کمک کند.

💡 استبعاد الرؤية ضعاف البالغين الذين ليس لديهم جهاز تصحيحي.

بزرگسالان کم‌بینا که وسیله اصلاحی ندارند، شامل این طرح نمی‌شوند.

💡 حسنًا، "العُظام قد واجهوا في كثيرٍ من الأحيان "معارضة عنيفة من ضعاف العقول

خب، «مردان بزرگ اغلب با مخالفت شدید افراد کوته فکر روبرو شده‌اند.»

💡 177- وهي برامج ترمي إلى النهوض بنوعية الحياة لكبار السن وخصوصاً كبار السن ضعاف البنية

۱۷۷- اینها برنامه‌هایی هستند که با هدف بهبود کیفیت زندگی سالمندان، به ویژه سالمندان ضعیف، اجرا می‌شوند.