ضایقة
🌐 پریشان
این واژه از ریشهای میآید که با «تنگی و فشار» مرتبط است و معنای آن «تنگنا، مضیقه، سختی، فشار» است. در فارسی نزدیکترین معادل آن «دشواری، گرفتاری، تنگیِ معاش یا فشار» است.
جمله سازی با ضایقة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرّتِ الأسرةُ بأيامٍ ضایقة بسببِ ارتفاعِ الأسعارِ وتراجعِ الدخل.
خانواده به دلیل افزایش قیمتها و کاهش درآمد، دوران سختی را پشت سر گذاشتند.
💡 شعرتْ الموظفةُ بحالةٍ ضایقة بعدَ تراكمِ الأعمالِ في نهايةِ الأسبوع.
کارمند پس از انباشته شدن کارها در پایان هفته، احساس استرس کرد.
💡 واجهَ التاجرُ أزمةً ضایقة لكنها علّمتهُ كيفَ يديرُ أعمالَه بحكمة.
تاجر با بحران سختی روبرو شد، اما این بحران به او آموخت که چگونه کسب و کارش را عاقلانه مدیریت کند.