ضقت
🌐 من خستهام.
«ضِقْتُ» یعنی تنگ شدم، درمانده شدم، به تنگنا افتادم. این صورت، فعل ماضی از «ضاق» است و معمولاً به حالتی اشاره دارد که انسان از نظر روحی، مکانی یا وضعیت زندگی در فشار و تنگی قرار میگیرد. در فارسی معادلهایی مثل «تنگ شدم» یا «در مضیقه افتادم» برای آن مناسب است.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سیر شدهام.
📌 بیمار هستم
جمله سازی با ضقت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لقد ضقت ذرعا بالناس الذين يقولون لي "أبوك رجل رائع"
از اینکه مردم به من میگویند «پدرت مرد فوقالعادهای است» خسته شدهام.
💡 ضقت صبرًا حينَ تأخرَ القطارُ ساعةً كاملةً دونَ تفسير.
وقتی قطار بدون هیچ توضیحی یک ساعت کامل تأخیر داشت، بیصبر شدم.
💡 ضقت ذرعًا بالازدحامِ في الطريقِ إلى العملِ هذا الصباح.
امروز صبح موقع رفتن به محل کار از ترافیک کلافه شده بودم.
💡 ضقت من كثرةِ الضجيجِ، فطلبتُ من الجميعِ خفضَ الأصواتِ.
از این همه سر و صدا خسته شده بودم، بنابراین از همه خواستم صدایشان را پایین بیاورند.