صيفي
🌐 تابستان
صفت (adjective)
📌 تابستانی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تابستان
جمله سازی با صيفي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قضت الأسرة عطلةً هادئة في منزل صيفي قريب من البحر وجبال الشمال.
خانواده تعطیلات آرامی را در یک خانه تابستانی نزدیک دریا و کوههای شمالی گذراندند.
💡 يحتاجُ السائحُ إلى حذاءٍ صيفي مريحٍ عندما يمشي طويلاً في الشوارعِ المزدحمةِ والساخنة.
یک گردشگر هنگام پیادهروی طولانی در خیابانهای شلوغ و گرم به کفشهای تابستانی راحت نیاز دارد.
💡 انتابتني رغبة مفاجئة في ارتداء فستان صيفي رقيق.
یهو هوس کردم یه لباس تابستونی ظریف بپوشم.
💡 أقامَ الناديُ معسكرًا صيفي للشبابِ بهدفِ التدريبِ وتنميةِ المهاراتِ الرياضيةِ والاجتماعية.
این باشگاه با هدف آموزش و توسعه مهارتهای ورزشی و اجتماعی، یک اردوی تابستانی برای جوانان ترتیب داد.
💡 اشترى الزوجان منزل صيفي ليقضيا فيه إجازاتهما بعيدًا عن صخب المدينة.
این زوج یک خانه تابستانی خریدند تا تعطیلات خود را دور از شلوغی و هیاهوی شهر بگذرانند.
💡 اشتريتُ قميصًا صيفي اللونِ خفيفَ القماشِ لأنّ الحرارةَ كانت مرتفعةً في ذلك اليوم.
من یک پیراهن تابستانی رنگ روشن خریدم چون آن روز هوا خیلی گرم بود.