صنعته
🌐 من درستش کردم
وجه وصفی (participle)
📌 درستش کرد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 من ساختم
جمله سازی با صنعته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جلست على الشاطئ أراقب سفيني الصغير الذي صنعته من الخشب قبل أيام.
روی ساحل نشسته بودم و به قایق کوچکم که چند روز پیش از چوب ساخته بودم نگاه میکردم.
💡 هذا معمول لذيذ جدًا وقد صنعته والدتي صباح اليوم.
این یک شیرینی خرمایی خیلی خوشمزه است و مادرم امروز صبح آن را درست کرد.
💡 احتفظتُ بالهدية التي صنعته أختي بيديها لأنها تحمل معنى خاصًا.
من هدیهای را که خواهرم با دستهای خودش درست کرده بود نگه داشتم چون معنی خاصی دارد.
💡 ظن المسافر أن الماء قريب، ثم أدرك أنه كسراب صنعته حرارة النهار.
مسافر فکر کرد آب نزدیک است، اما بعد فهمید که مثل سرابی است که از گرمای روز ایجاد شده باشد.
💡 أعجبني هذا الكرسي لأن النجار صنعته بإتقان واضح وتفاصيل جميلة.
من این صندلی را دوست داشتم چون نجار آن را با مهارت آشکار و جزئیات زیبا ساخته بود.
💡 لم يعرف أحد كيف صنعته تلك الشركة بهذه السرعة والجودة العالية.
هیچ کس نمیدانست آن شرکت چگونه آن را با چنین سرعت و کیفیت بالایی ساخته است.