صمتها

🌐 سکوت او

یعنی «سکوتِ او / آن زن» یا «خاموشیِ او»؛ ها ضمیر متصلِ مؤنثِ غایب است، پس معنای تحت‌اللفظی آن «سکوتِ او (مونث)» می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سکوت او

📌 سکوتش

📌 سکوت آنها

📌 ساکت

📌 لالی او

📌 کم حرفی او

جمله سازی با صمتها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من المفترض أنها غير راضية عن القرار بالنظر إلى صمتها في هذا الشأن.

با توجه به سکوتش در این مورد، احتمالاً از این تصمیم ناراضی است.

💡 كانت تنظر إلى النافذة، فابتدرها أخوها بالسؤال عن سبب صمتها.

او داشت از پنجره بیرون را نگاه می‌کرد که برادرش از او پرسید چرا ساکت است.

💡 ‫الذت في صمتها بضعة دقائق ث َّم أ ْ‬ ‫ْ‬ ‫دفت قائلة ‪:‬‬ ‫ر‬ ‫ أيعقل.

چند دقیقه‌ای سکوت کرد، بعد گفت: مگه میشه؟

💡 ‫وأنا كنت انصت إلى صمتها إذ كانت تصدر عنه موسيقى لها س ٌ‬ ‫حر‬ ‫ٌ‬ ‫صمت موسيقي؟

و من به سکوت او گوش می‌دادم، زیرا از آن موسیقی ساطع می‌شد - سکوتی موسیقایی؟

💡 ‫وقلق وليد من صمتها هو كان متوقع أنها تتخانق معاه أو تنهار‬ ‫أو تعمل أي رد فعل مش تسكت ومتحسش بيه‪.

ولید نگران سکوت او بود. انتظار داشت که با او بحث کند، حرفش را قطع کند یا به نحوی واکنش نشان دهد، نه اینکه ساکت بماند و هیچ احساسی نسبت به او نداشته باشد.

💡 صمتها يوحی بأنها ليست مقتنعة بما سمعته.

سکوتش نشان می‌داد که از آنچه شنیده قانع نشده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران