صبيا

🌐 پسر

«صَبِيًّا / صبيّا» به‌صورت نوشتاریِ درست‌تر معمولاً با تشدید و تنوین می‌آید و می‌تواند به‌معنای «کودکی، پسر بچه‌ای» باشد؛ یعنی حالت نکره از «صبي». این واژه در متن می‌تواند به یک کودک مذکر اشاره کند و از نظر نحوی بسته به جایگاهش در جمله تغییر می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پسر

📌 بچه

📌 کودک

📌 پسر بچه

جمله سازی با صبيا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دخل صبيا إلى الصف متأخرًا بسبب ازدحام الطريق.

پسری به دلیل ترافیک دیر وارد کلاس شد.

💡 ‫رشحت له جدته حني كان صبيا أن الرخام كان جزءا من نافورة تحيط‬ ‫التمثال‪

مادربزرگش وقتی پسر بچه بود به او گفت که آن سنگ مرمر بخشی از فواره‌ای است که مجسمه را احاطه کرده است.

💡 رأيت صبيا يقرأ كتابًا قرب النافذة في هدوء.

پسری را دیدم که آرام نزدیک پنجره کتاب می‌خواند.

💡 كنت أعمل في الأرض وأنت ما زلت صبيا تطارد الفتيات.

من داشتم روی زمین کار می‌کردم، وقتی تو هنوز پسر بچه‌ای بودی که دنبال دخترها می‌دویدی.

💡 ‬يري نفسه صبيا يجلس الي‬ ‫منضدة في منتصف الفناء الواسع في بيتهم وعلي ضوء مصباح الزيت كان يحاول ان يكتب‬ ‫الشعر‪

او خود را پسرکی می‌بیند که پشت میزی در وسط حیاط وسیع خانه‌اش نشسته و در نور چراغ نفتی سعی می‌کند شعر بسراید.

💡 ساعد المعلم صبيا في فهم المسألة الرياضية الصعبة.

معلم به پسری کمک کرد تا یک مسئله ریاضی دشوار را درک کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران