شمالي
🌐 شمالی
اسم (noun)
📌 اهل شمال
صفت (adjective)
📌 شمالی
📌 شمال
📌 شمال ایالت
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 چپ
جمله سازی با شمالي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 في الصيف يخفّف الهواء شمالي حرارة النهار في بعض المناطق.
در تابستان، باد شمال، گرمای روز را در برخی مناطق کاهش میدهد.
💡 ونحن نرى بالفعل المزيد من هطول الأمطار في شمال اسكندنافيا ونظم الطقس الضغط المنخفض اتخاذ طريق أكثر شمالي .
ما در حال حاضر شاهد بارندگی بیشتر در شمال اسکاندیناوی هستیم و سیستمهای آب و هوایی کمفشار مسیر شمالیتری را در پیش گرفتهاند.
💡 في عام 1935، اعتبر الرحالة البريطاني أنطونيو دي كوسون أن تابوزيريس ماجنا هي "أرقى أثر قديم بقي لنا شمالي الأهرام"
در سال ۱۹۳۵، آنتونیو د کوسون، جهانگرد بریتانیایی، تاپوسیریس مگنا را «بهترین بنای باستانی باقیمانده برای ما در شمال اهرام» دانست.
💡 نسيم شمالي لطيف دخل الغرفة من النافذة المفتوحة.
نسیم ملایم شمال از پنجرهی باز وارد اتاق شد.
💡 واستقلت العائلة سيارة إلى الرقة في شمالي سورية، ومن هناك توجهوا غرباً نحو مدينة الباب في حلب.
خانواده با ماشین به رقه در شمال سوریه رفتند و از آنجا به سمت غرب، به سمت شهر الباب در حلب، حرکت کردند.
💡 اعتمد البحارة على الريح شمالي لتوجيه السفينة نحو الميناء.
ملوانان برای هدایت کشتی به سمت بندر به باد شمال متکی بودند.