شفف

🌐 محض

این واژه از ریشهٔ «ش ف ف» است و در عربی به چیزِ نازک، لطیف، یا شفاف اشاره می‌کند. گاهی نیز به معنای نازکی و کم‌پوششیِ چیزی به‌کار می‌رود؛ یعنی حالتی که آن چیز به‌سادگی دیده می‌شود یا پوشانندگیِ کمی دارد. در کاربردهای ادبی، «شفّ» و مشتقاتش می‌توانند بار معناییِ ظرافت، نازکی و لطافت داشته باشند.

جمله سازی با شفف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تتغير شفف الزجاج أحيانًا بحسب درجة الإضاءة داخل الغرفة.

شیشه گاهی اوقات بسته به میزان نور داخل اتاق، شکل خود را تغییر می‌دهد.

💡 لاحظت الأم شفف الثوب عند الضوء القوي، فقررت إصلاحه قبل المناسبة.

مادر متوجه شد که لباس در نور شدید شفاف می‌شود، بنابراین تصمیم گرفت قبل از مراسم آن را درست کند.

💡 ظهرت شفف الخبز بعد الخَبز الطويل في الفرن، فأصبح مقرمشًا ولذيذًا على المائدة.

نان پس از مدت طولانی پخت در فر، پوسته‌ای داشت، بنابراین روی میز ترد و خوشمزه شد.

کلمات مرتبط