الشف

🌐 بافه

این واژه به‌تنهایی کمتر رایج است و بسته به کاربرد ممکن است به ریشهٔ «لبه، کناره، نازکی یا شفافیت» مربوط باشد، اما در بسیاری از موارد، بدون قرینهٔ بیشتر معنای دقیق آن روشن نمی‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 سرآشپز

جمله سازی با الشف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاول الرسام إبراز الشف في ملامح الوجه ليبدو العمل أكثر واقعية.

این هنرمند سعی کرده شفافیت در ویژگی‌های صورت را برجسته کند تا اثر واقعی‌تر به نظر برسد.

💡 كان الشف دقيقًا جدًا حتى احتاج إلى إضاءة مناسبة لرؤيته.

شفافیت آنقدر ظریف بود که برای دیدن آن نیاز به نورپردازی مناسب بود.

💡 ظهر الشف بوضوح في الصورة القديمة عند النظر إليها عن قرب.

وقتی از نزدیک به عکس قدیمی نگاه می‌کردید، لب به وضوح قابل مشاهده بود.

کلمات مرتبط