شاحبا

🌐 رنگ‌پریده

«شاحبا» شکل مذکرِ منصوب یا حالتی از «شاحب» است و همان معنی «رنگ‌پریده» یا «پریده‌رنگ» را می‌دهد. این صورت معمولاً در جمله برای توصیف وضعیتی موقتی به کار می‌رود، مثلاً کسی که «شاحباً» وارد شد یعنی در حالی وارد شد که چهره‌اش زرد و بی‌جان بود. پس معنا همان کم‌رنگ و بی‌طراوت بودن است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 رنگ‌پریده

📌 سفید

📌 اوج گرفت

📌 اوجی

📌 خمیری

جمله سازی با شاحبا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان شاحبا متعبا وملابسه شبه ممزقة، وكان جائعا ومرهقا وبمجرد أن رأى أمه قال

او رنگ‌پریده و خسته بود، لباس‌هایش تقریباً پاره شده بود و گرسنه و ناتوان بود. به محض اینکه مادرش را دید، گفت:

💡 عاد العاملُ شاحبا إلى المنزلِ بعد يومٍ طويلٍ في الشمسِ الحارقة.

کارگر پس از یک روز طولانی در آفتاب سوزان، رنگ پریده به خانه بازگشت.

💡 وقف المسافرُ شاحبا عند الباب، ينتظرُ نداءَ الموظفِ ليكملَ إجراءاته.

مسافر با رنگ‌پریدگی دم در ایستاده بود و منتظر بود تا کارمند او را برای تکمیل مراحلش صدا بزند.

💡 يجب أن يكون الجلد شاحبا قدر الإمكان للحصول على أفضل النتائج.

برای بهترین نتیجه، پوست باید تا حد امکان روشن باشد.

💡 دخلت الفتاةُ شاحبا إلى الصفّ لأنها لم تنم جيدًا في الليلة الماضية.

دختر با رنگ پریده وارد کلاس شد، چون شب قبل خوب نخوابیده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران