سيدها
🌐 استاد او
دیکشنری عربی به فارسی
📌 استاد او
📌 استاد آن
📌 ارباب آنها
📌 پروردگارش
📌 رئیس او
جمله سازی با سيدها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 البومة، كائن روحي وفيّ، كانت تراقب سيدها كل ليلة.
جغد، یک موجود معنوی وفادار، هر شب از صاحبش مراقبت میکرد.
💡 سلّم الحارسُ المفاتيحَ إلى سيدها بعد إغلاق المبنى بالكامل.
نگهبان پس از قفل شدن کامل ساختمان، کلیدها را به صاحبش تحویل داد.
💡 قد تتلقى السرية الهدايا من سيدها في المناسبات الخاصة والعطلات.
زن صیغه ای ممکن است در مناسبت ها و اعیاد خاص از ارباب خود هدایایی دریافت کند.
💡 أخبرتُ الجارةَ أن سيدها موجودٌ في الخارج ويودُّ الحديث معها.
به همسایه گفتم که صاحبش بیرون است و میخواهد با او صحبت کند.
💡 كانت سيدها تراقب العملَ من بعيد دون أن تتدخل في التفاصيل.
رئیسش از دور و بدون دخالت در جزئیات، کار را زیر نظر داشت.
💡 فتوقفــت اآلالت عــن االطــاق لوهلــة وبــدأت حتــدق ناحيتــه لتتعــرف عــى وجــه ســيدها
ماشینها برای لحظهای شلیک را متوقف کردند و با دقت به او خیره شدند تا چهرهی اربابشان را تشخیص دهند.