سوی منها
🌐 به جز او
«سوى منها» یعنی «جز از آن» یا «بهجز آن / از آن غیر از». این ساخت برای استثنا یا جدا کردن یک جزء از مجموعه به کار میرود. مثال: «ما بقي سوى منها القليل» یعنی «جز اندکی از آن باقی نماند».
جمله سازی با سوی منها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بعد انتهاء المشروع، لم يتبقَّ سوی منها ذكرى جميلة في أذهان المشاركين.
پس از پایان پروژه، تنها خاطرهای زیبا در ذهن شرکتکنندگان باقی ماند.
💡 لم يبقَ في الصندوق سوی منها بضع قطع صغيرة بعد عملية الفرز.
بعد از فرآیند مرتبسازی، فقط چند تکه کوچک در جعبه باقی مانده بود.
💡 أخذتُ من الرف كل الكتب، ولم أترك سوی منها واحدًا للزملاء.
تمام کتابها را از قفسه برداشتم و فقط یکی را برای همکارانم گذاشتم.