سوسو
🌐 سوسو
«سوسو» به معنی درخشیدن ضعیف، لرزان و کوتاهمدت نور است؛ مثل نور چراغی که کمسو و ناپایدار میتابد. این واژه بیشتر حالت تصویری دارد و برای توصیف روشنایی ضعیف یا چشمکزن بهکار میرود. در فارسی هم «سوسو زدن» همین مفهوم را میرساند.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 سوسو
جمله سازی با سوسو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقلت لابنتي الكبرى أن تعتني بمحمد وحملت سوسو إلى الطابق العلوي.
به دختر بزرگم گفتم مراقب محمد باشد و سوسو را به طبقه بالا بردم.
💡 لعبت سوسو مع الأطفال في الحديقة حتى تعب الجميع من الجري.
سوسو با بچهها در پارک بازی کرد تا اینکه همه از دویدن خسته شدند.
💡 نادت الأم على سوسو كي تعود إلى البيت قبل حلول الظلام.
مادر به سوسو زنگ زد تا قبل از تاریکی هوا به خانه برگردد.