بصيص
🌐 پرتو
یعنی «ذرهای نور»، «سوسو» یا «بارقهای کوچک». این واژه معمولاً برای اشاره به روشنایی اندک یا امید بسیار کم اما قابلمشاهده بهکار میرود.
اسم (noun)
📌 درخشش
📌 پرتو
جمله سازی با بصيص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رأينا بصيص نور صغيرًا من النافذة في آخر الممر.
ما کورسوی نوری کوچک را از پنجره انتهای راهرو دیدیم.
💡 حينها ملح كمارا الفتى التواق للحرية بصيص أمل يلوح من بعيد
سپس، برای کامارا، پسری که آرزوی آزادی داشت، کورسوی امیدی در دوردست پدیدار شد.
💡 بصيص منفذ أمل كنت اعول ان يكون فتحا ً مبينا ً
کورسوی امیدی بود، امیدوار بودم که این یک پیشرفت آشکار باشد.
💡 ظهر بصيص أمل بعد أن وصل الخبر السار في المساء.
بعد از رسیدن خبر خوب در عصر، کورسوی امیدی پدیدار شد.
💡 بقي بصيص أمل في قلبه رغم صعوبة الظروف.
با وجود شرایط سخت، کورسوی امیدی در دلش باقی مانده بود.