اتصاله

🌐 مخاطب او

این نیز احتمالاً صورت درست و رایجِ مستقلی نیست و شاید به شکل «اتصاله» در لهجه‌ها یا به‌عنوان ضمیر متصل به واژه‌ای دیگر آمده باشد. از نظر معنایی، اگر بر پایه «اتصال» باشد، به معنی «ارتباط او / وصل او» یا «اتصالش» قابل فهم است، اما به‌عنوان واژهٔ استاندارد عربی چندان مستقل نیست.

فعل (verb)

📌 تماس با

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 متصل

جمله سازی با اتصاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خلال الإستشارة الطبية، سافحص كيس الطفل للتأكد من عدم اتصاله بانسجة اخرى.

در طول مشاوره پزشکی، کیسه آب نوزاد را بررسی خواهم کرد تا مطمئن شوم که به بافت‌های دیگر متصل نیست.

💡 تحقق إذا ما كانت بطارية جهازك تستخدم طاقة أكثر من المعتاد عند اتصاله بالإنترنت.

بررسی کنید که آیا باتری دستگاه شما هنگام اتصال به اینترنت بیشتر از حد معمول برق مصرف می‌کند یا خیر.

💡 كان اتصاله بالمركز واضحا، فاستلم التعليمات دون أي مشكلة.

ارتباط او با مرکز واضح بود و او بدون هیچ مشکلی دستورالعمل‌ها را دریافت می‌کرد.

💡 ساعد اتصاله المتكرر بالأطباء في تحسين خطة العلاج.

تماس مکرر او با پزشکان به بهبود برنامه درمانی کمک کرد.

💡 أثار اتصاله المباشر بالصحفيين اهتمام الحاضرين في القاعة.

تماس مستقیم او با خبرنگاران توجه حاضران در سالن را جلب کرد.

💡 نعرفه جيدًا من صوته قبل أن نراه، لأن اتصاله المتكرر صار مألوفًا للجميع.

ما قبل از اینکه او را ببینیم، از روی صدایش او را به خوبی می‌شناسیم، زیرا تماس مکرر او برای همه آشنا شده است.

کلمات مرتبط