سواعد

🌐 بازوها

«سواعد» جمعِ «ساعد» است و به معنی «ساعدها» یا «بازوها / آرنج‌گاه‌ها» می‌آید. در عربی، «ساعد» بخش پایین بازو میان آرنج و مچ را می‌گویند. این واژه گاهی نیز به‌صورت مجازی برای نیرو، توان، کمک و بازوی کار به‌کار می‌رود، مثل اینکه بگویند «سواعد مردم» یعنی نیروها و بازوهای فعال جامعه. در فارسی نیز در متون ادبی همین کاربرد استعاری دیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 میل لنگ ها

📌 ساعدها

جمله سازی با سواعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحتاج الأمة إلى سواعد شبابها لبناء المستقبل وتحقيق التنمية.

ملت برای ساختن آینده و دستیابی به توسعه به نیروی جوانان خود نیاز دارد.

💡 ما لهؤالء الساخرين ال يفهمون أن الصين‬ ‫ش ّم ْ‬ ‫رت عن سواعد الجد؟

چرا این مسخره‌کنندگان نمی‌فهمند که چین آستین‌هایش را بالا زده و جدی شده است؟

💡 رفع الرياضي الأثقال حتى ظهرت سواعد ه القوية بوضوح.

این ورزشکار وزنه‌ها را تا جایی بالا برد که ساعدهای قوی‌اش به وضوح دیده می‌شدند.

💡 اعتقدت أنني سأكون مميزة في المدرسة الثانوية ثم أبي جعلني ألعب البوق وقد طورت سواعد هائلة

فکر می‌کردم در دبیرستان خاص خواهم بود، بعد پدرم مجبورم کرد ترومپت بنوازم و بازوهای فوق‌العاده‌ای پیدا کردم.

💡 تعاون العمال معًا، فاشتدت سواعد الفريق وازداد الإنتاج.

کارگران با یکدیگر همکاری کردند، بنابراین قدرت تیم افزایش یافت و تولید بیشتر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران