الساعد
🌐 ساعد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ساعد
📌 میل لنگ
📌 بازو
جمله سازی با الساعد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كان الجرح صغيرًا على الساعد لكنه احتاج إلى تنظيف جيد.
زخم روی ساعد کوچک بود، اما نیاز به تمیز کردن کامل داشت.
💡 وضعية الساعد يمكن أن تؤثر على كيفية أداء حركات المعصم.
موقعیت ساعد میتواند بر نحوه انجام حرکات مچ دست تأثیر بگذارد.
💡 في ما بعد تبين أن جزءا من عظمة الساعد قد تحطم.
بعداً مشخص شد که بخشی از استخوان ساعد خرد شده است.
💡 فحص الطبيب الساعد بحثًا عن أي علامات للإصابة أو التورم.
پزشک ساعد را از نظر هرگونه نشانه آسیب یا تورم معاینه کرد.
💡 شعر اللاعب بألم في الساعد بعد التمرين الطويل.
این بازیکن پس از جلسه تمرینی طولانی، در ساعد خود احساس درد کرد.
💡 ارتدى الطبيب قفازًا ثم فحص الساعد بعناية.
دکتر دستکش پوشید و سپس ساعد را با دقت معاینه کرد.