اتحاد

🌐 اتحادیه

یعنی «وحدت»، «یکپارچگی»، «همبستگی» یا «اتفاق». این واژه در عربی و فارسی بسیار رایج است و به حالتی اشاره دارد که چند چیز یا چند نفر با هم یکی شده‌اند یا به‌صورت هماهنگ عمل می‌کنند.

اسم (noun)

📌 اتحادیه

📌 فدراسیون

📌 فدرال

📌 کنفدراسیون

📌 کنسرسیوم

📌 لیگ

📌 وحدت

📌 متحد کردن

جمله سازی با اتحاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشرَ فلسطين عمال اتحاد بيانًا يدعو إلى تعزيزِ التضامنِ بين النقاباتِ العربيةِ في مختلفِ القطاعاتِ.

اتحادیه کارگران فلسطین با صدور بیانیه‌ای خواستار تقویت همبستگی بین اتحادیه‌های کارگری عرب در بخش‌های مختلف شد.

💡 انضمت إلى اتحاد ائتماني للحصول على معدلات قروض أفضل وخيارات توفير.

او برای دریافت نرخ وام و گزینه‌های پس‌انداز بهتر، به یک اتحادیه اعتباری پیوست.

💡 أرسلَ فلسطين عمال اتحاد ممثلًا عنه لحضورِ المؤتمرِ الإقليميِّ ومناقشةِ قضايا التشغيلِ والضمانِ الاجتماعيِّ.

فلسطین نماینده‌ای از اتحادیه کارگران را برای شرکت در کنفرانس منطقه‌ای و بحث در مورد مسائل اشتغال و تأمین اجتماعی اعزام کرد.

💡 ويضم اتحاد ألعاب القوى الوطني امرأة بين أعضاء مجلسه الثمانية.

فدراسیون ملی دو و میدانی در میان هشت عضو هیئت مدیره خود یک زن را نیز شامل می‌شود.

💡 وهكذا تم تشكيل اتحاد كونفدرالي واسع من الكيانات السياسية بين نهري تايدونغ ويأو.

بدین ترتیب، کنفدراسیون وسیعی از واحدهای سیاسی بین رودخانه‌های تایدونگ و یائو تشکیل شد.

💡 استعرضَ فلسطين عمال اتحاد خطةً لدعمِ العمالِ المتضررينَ من الأزماتِ الاقتصاديةِ والبطالةِ المتزايدةِ.

اتحادیه کارگران فلسطین طرحی را برای حمایت از کارگران آسیب‌دیده از بحران‌های اقتصادی و افزایش بیکاری ارائه کرد.

کلمات مرتبط