زلج
🌐 حلزون
این واژه در عربی به چیزی صاف، صیقلی و لغزنده مربوط میشود. «زَلَجَ» یا «زَلِجَ» میتواند به سر خوردن، لغزیدن، یا نیز به سطحی براق و هموار اشاره کند. در برخی کاربردها، «زلج» به چیزی گفته میشود که بهخاطر صافیاش لیز است.
فعل (verb)
📌 سر خوردن
جمله سازی با زلج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زلجَ الطفلُ على الجليدِ وهو يضحكُ، ثم نهضَ بسرعةٍ وواصلَ اللعبَ.
کودک در حالی که میخندید، روی یخ سر خورد و پایین رفت، سپس سریع بلند شد و به بازی ادامه داد.
💡 زلجَتِ العربةُ الخشبيةُ فوقَ الأرضِ الملساءِ بسهولةٍ كبيرةٍ داخلَ المخزنِ.
گاری چوبی خیلی راحت روی زمین صاف داخل انبار سر میخورد.
💡 في الصباحِ الباردِ، زلجَتِ الأحذيةُ قليلًا بسببِ الصقيعِ على الرصيفِ.
صبح سرد، کفشها به خاطر یخزدگی روی سنگفرش کمی لیز خوردند.