تَزَلُّج
🌐 اسکیت سواری
اسم (noun)
📌 اسکی
📌 اسکیت سواری
فعل (verb)
📌 سورتمه
📌 سر خوردن
اسم / فعل (noun / verb)
📌 اسکی
📌 اسکیت
جمله سازی با تَزَلُّج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ذهب الأطفال إلى الحديقة الشتوية ليروا كيف تزلج الرياضيون فوق الجليد.
بچهها به پارک زمستانی رفتند تا ببینند ورزشکاران چگونه روی یخ اسکی میکنند.
💡 في نهاية الأسبوع، قررنا أن تزلج على الجليد مع الأصدقاء.
آخر هفته تصمیم گرفتیم با دوستانمان به اسکیت روی یخ برویم.
💡 نظمت القرية السياحية مسابقات تزلج علی الماء لجذب الزوار هذا الصيف.
این دهکده توریستی برای جذب بازدیدکنندگان در تابستان امسال، مسابقات اسکی روی آب برگزار کرد.
💡 يحتاج تزلج علی الماء إلى سرعة مناسبة وخبرة في التحكم بالحركة.
اسکی روی آب نیاز به سرعت مناسب و تجربه در کنترل حرکت دارد.
💡 تعلّم ابني أن تزلج على المنحدر بعد عدة محاولات متعثرة.
پسرم بعد از چندین تلاش ناموفق، یاد گرفت که از سراشیبی اسکی کند.