زراعته

🌐 کشت آن

این واژه از «زراعة» همراه با ضمیر «ـه» است و یعنی «کشاورزیِ او» یا «زراعتِ آن». بسته به سیاق، می‌تواند به «کار کشاورزیِ شخص مذکور» یا «محصول / کشتِ مربوط به او» اشاره کند.

فعل (verb)

📌 کشت کردن

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 کشت شده

📌 کاشته شده

📌 پیوند زده شده

جمله سازی با زراعته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاهدتُ زراعتهُ وهي تنمو بسرعةٍ بفضلِ العنايةِ اليوميةِ والريِّ المنتظمِ.

به لطف مراقبت روزانه و آبیاری منظم، شاهد رشد سریع محصولش بودم.

💡 تحتاجُ زراعتهُ إلى متابعةٍ دقيقةٍ حتى تعطيَ محصولًا جيدًا في النهايةِ.

کشت آن نیاز به نظارت دقیق دارد تا در نهایت محصول خوبی حاصل شود.

💡 أراد أن يرتب طاقته اليوان في حين امتصاص نفوس الشيطان، مما تسبب في قاعدة زراعته لتصبح أكثر صلابة.

او می‌خواست انرژی یوان خود را سازماندهی کند و در عین حال روح شیاطین را جذب کند و باعث شود پایه‌های کشت و زرعش محکم‌تر شود.

💡 أحسنَ الفلاحُ زراعتهُ هذا الموسمِ رغمَ قلةِ الأمطارِ.

این کشاورز با وجود کمبود باران، در این فصل محصولات خود را به خوبی پرورش داد.

💡 وبالرغم من ذلك، لم تتم زراعته على نطاق واسع.

با وجود این، به طور گسترده کشت نشده است.

💡 يبدو العرعر الزاحف رائعاً عند زراعته بجانب الصخور الزخرفية والحجارة الكبيرة.

درخت عرعر رونده وقتی در کنار سنگ‌های تزئینی و سنگ‌های بزرگ کاشته می‌شود، عالی به نظر می‌رسد.

کلمات مرتبط