زامبي

🌐 زامبیا

این واژه معمولاً به صورت نام جغرافیایی یا نسبت به «زامبیا» فهمیده می‌شود و به معنای «وابسته به زامبیا» یا «اهل زامبیا» است. در فارسی هم گاهی به صورت «زامبی» نوشته می‌شود، اما نباید با «زامبی» به معنای موجودات خیالیِ مرده‌زنده اشتباه شود. در اینجا منظور غالباً نسبت ملی / جغرافیایی است.

جمله سازی با زامبي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ناقشَ المؤتمرُ الدوليُّ مشاريعَ التعليمِ والصحةِ في زامبي خلالَ الجلسةِ الافتتاحيةِ.

در جلسه افتتاحیه، کنفرانس بین‌المللی پروژه‌های آموزشی و بهداشتی در زامبیا را مورد بحث قرار داد.

💡 هناك 12 مليون زامبي أرادوا أن نذهب إلى ليبرفيل.

۱۲ میلیون زامبیایی بودند که می‌خواستند ما به لیبرویل برویم.

💡 سافرَ الباحثُ إلى زامبي لدراسةِ التنوعِ البيولوجيِّ في بعضِ المحمياتِ الطبيعيةِ هناكَ.

این محقق برای مطالعه تنوع زیستی در برخی از ذخایر طبیعی زامبیا به آنجا سفر کرد.

💡 قرأَ الطالبُ تقريرًا عن اقتصادِ زامبي وتأثيرِ الزراعةِ على حياةِ السكانِ.

دانش‌آموز گزارشی درباره اقتصاد زامبیا و تأثیر کشاورزی بر زندگی مردم خواند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران