رفضي

🌐 امتناع من

یعنی «ردّ من» یا «رفض من» و از نظر صرفی به «منِ مربوط به رفض» اشاره دارد. در فارسی می‌تواند «رد کردنِ من» یا «نپذیرفتنِ من» معنی شود، بسته به جایگاهش در جمله.

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 رد شده

جمله سازی با رفضي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أوضحتُ رفضي للقرار لأنني لم أقتنع بالأسباب المطروحة.

من دلیل رد این تصمیم را توضیح دادم زیرا با دلایل ارائه شده قانع نشده بودم.

💡 فهو من أصر على تلك الزجية من البداية رغم رفضي هلا!

او کسی بود که از همان ابتدا، با وجود امتناع من، اصرار به آن ازدواج داشت!

💡 سجّل المدير رفضي للتوقيع في المحضر الرسمي.

مدیر، امتناع من از امضا را در صورتجلسه رسمی ثبت کرد.

💡 كان رفضي للفكرة واضحًا منذ اللحظة الأولى للاجتماع.

مخالفت من با این ایده از همان لحظه اول جلسه مشخص بود.

💡 هناك كل شيء تم توقعه باستثناء عقبة رفضي النفى للخارج طواعية.

همه چیز طبق انتظار بود، به جز مانع امتناع من از رفتن داوطلبانه به تبعید.

💡 اعترضتُ بهدوءٍ أمامَ اللجنة، ثم شرحتُ أسبابَ رفضي بالتفصيل.

من با آرامش در مقابل کمیته اعتراض کردم، سپس دلایل امتناعم را به تفصیل توضیح دادم.