رَبّت

🌐 نوازش کردن

«رَبّت» معمولاً صورتِ صرفی از فعلِ «رَبَّتَ» یا مربوط به ریشه‌ای است که معنای «تربیت کرد»، «پرورد» یا «آموزش داد» را می‌رساند. در برخی ساخت‌ها ممکن است به معنای «او بزرگ کرد / پرورش داد» فهمیده شود. این واژه به صورت دقیق نیازمند دیدن باب و جمله‌ی کامل است، اما محور معنایی آن پروردن و تربیت‌کردن است.

فعل (verb)

📌 پت

📌 داب

📌 نوازش کردن

اسم (noun)

📌 نوازش کردن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مطرح شده

جمله سازی با رَبّت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬وعقلك‬ ‫فاتٍت أف أقرأَ‬ ‫تفاصيل وجهك‬ ‫لكن َ‬ ‫َ‬ ‫أتسلل ربت قناعك‬ ‫فاتٍت أف‬ ‫َ‬ ‫ألعرؼ من تكوف دوف قناع.

و ذهن تو چنان گیراست که می‌توانم جزئیات چهره‌ات را بخوانم، اما یواشکی می‌روم و نقابت را می‌بوسم، چنان گیراست که می‌توانم بدون نقاب هم بدانم تو کیستی.

💡 ‬ج ربت ذل ك بفض ول المعرف ة ولم‬ ‫يعجبني لذا لم أستمر‪.

از روی کنجکاوی امتحانش کردم و خوشم نیومد، برای همین ادامه ندادم.

💡 ربت الأب على كتف ابنه ليطمئنه قبل دخول الامتحان الصعب.

پدر قبل از ورود به جلسه دشوار امتحان، برای اطمینان خاطر پسرش، شانه‌اش را نوازش کرد.

💡 ربت المعلم على رأس الطفل عندما أحسن الإجابة أمام زملائه.

معلم وقتی کودک در مقابل همکلاسی‌هایش خوب جواب داد، سرش را نوازش کرد.

💡 ربت ت الأم على يد ابنتها برفق، فشعرت الصغيرة بالأمان وهدأت فورًا.

مادر به آرامی دست دخترش را نوازش کرد و دخترک احساس امنیت کرد و بلافاصله آرام شد.

💡 ربت الصديق على کتفيه عندما سمع الخبر السعيد.

دوستش وقتی خبر خوب را شنید، به شانه‌اش زد.

کلمات مرتبط