راد

🌐 راد

«راد» از ریشهٔ «رود» یا «رأد» در برخی کاربردها می‌تواند به معنای جست‌وجوکننده، طالب، یا کسی که چیزی را می‌خواهد و دنبال می‌کند باشد. در زبان عربی، صورت‌های مشتق از این ریشه معمولاً مفهوم خواستن، رفت‌وآمد کردن، یا درخواست کردن را می‌رسانند. البته بسته به متن، ممکن است این واژه بخشی از یک اسم خاص یا صورت کوتاه‌شدهٔ واژه‌ای دیگر باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 راد

جمله سازی با راد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‬كان يراها كالطيف ثم‬ ‫يمضي وها هي اآلن تعترض طريقه بقوة ال راد لها‪

او قبلاً او را مثل یک شبح می‌دید، سپس به راهش ادامه می‌داد، اما حالا او با نیرویی مقاومت‌ناپذیر سر راهش ایستاده است.

💡 ‬وبــذلك ي شــير ب شــكل مف صــل إ لــى أ نــه‬ ‫أ راد أن يف هــم ب هــذا ال شــكل ولــيس ب شــكل آ خــر‪.

بنابراین، او به تفصیل اشاره می‌کند که می‌خواسته آنها به این شکل بفهمند و نه به شکل دیگری.

💡 راد الطالب أن يفهم الدرس قبل الامتحان، فجلس يراجع كل صفحة بعناية.

دانش‌آموز می‌خواست قبل از امتحان درس را بفهمد، بنابراین نشست و هر صفحه را با دقت مرور کرد.

💡 ‬كنت اتص لت بأفغ ان وأك راد من‬ ‫ممتهني التهريب‪

من با افغان و اکراد که در کار قاچاق هستند، تماس می گرفتم.

💡 راد الأب أن يزرع الشجرة في الحديقة لتظلّل الأطفال في الصيف.

پدر می‌خواست آن درخت را در باغچه بکارد تا در تابستان برای بچه‌ها سایه ایجاد کند.

💡 راد الطبيب أن يطمئن المريض، فشرح له النتائج بصبر ووضوح.

پزشک می‌خواست بیمار را مطمئن کند، بنابراین نتایج را با صبر و حوصله و به طور واضح برای او توضیح داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران