دلل

🌐 نوازش کردن

دلل از ریشه «د ل ل» در عربی به معنای ناز، دلبری، خودنماییِ محبت‌آمیز یا راهنمایی‌کردن می‌آید و بسته به ساختار جمله معانی مختلفی دارد. در کاربردهای رایج، «تدلل» یعنی ناز کردن یا با لطافت و عشوه رفتار کردن، و «دلّ» نیز به معنای راهنمایی کردن است. بنابراین این ریشه هم معنای عاطفی دارد و هم معنای ارشادی.

فعل (verb)

📌 نشان دادن

📌 نوازش کردن

📌 لذت بردن

📌 خراب کردن

جمله سازی با دلل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بما أن الأمر حلم دلل خيالاتك يا جاك

از آنجایی که این یک رویاست، به تخیلت پناه ببر، جک.

💡 مجرد الحصول على السرير والسماح شريك حياتك دلل لك.

فقط به رختخواب بروید و بگذارید شریک زندگیتان شما را نوازش کند.

💡 لا يُنصح أن دلل الطفل بشكلٍ مبالغٍ فيه دون حدودٍ واضحة.

لوس کردن بیش از حد کودک بدون محدودیت مشخص توصیه نمی‌شود.

💡 في ذلك البيت، اعتادوا أن دلل الصغار عند كل مناسبةٍ عائلية.

در آن خانه، آنها در هر مناسبت خانوادگی بچه‌ها را لوس می‌کردند.

💡 فقد دلل مؤتمر القمة هذا مرة ثانية على مدى أهمية توافر الثقة.

این اجلاس بار دیگر اهمیت اعتماد را نشان داد.

💡 كان الوالد دلل ابنه كثيرًا حتى تعود على طلب كل شيء.

پدر آنقدر پسرش را لوس کرده بود که او عادت کرده بود همه چیز را از دیگران بخواهد.

کلمات مرتبط