دخلها

🌐 واردش شد.

«دخلها» در عربی از ریشهٔ دخل به معنی «وارد شد» است و با ضمیر «ها» یعنی «آن را / به آن» همراه شده است. بسته به جمله، می‌تواند به معنی «او وارد آن شد»، «او آن را داخل کرد» یا «ورودِ او به آنجا» باشد. این ترکیب معمولاً در متون روایی یا محاوره‌ای برای اشاره به ورود شخص به مکان یا ورود چیزی به چیزی دیگر به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 درآمد آنها

📌 درآمد آن

📌 وارد شده

📌 کسب درآمد

📌 درآمدها

جمله سازی با دخلها

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الأسرة تنفق جزءًا من دخلها على التعليم والصحة.

خانواده بخشی از درآمد خود را صرف آموزش و بهداشت می‌کند.

💡 وتنفق الأسر التي في الشرائح منخفضة الدخل ما بين 50-70 في المائة من دخلها على الغذاء.

خانواده‌های کم‌درآمد بین ۵۰ تا ۷۰ درصد درآمد خود را صرف غذا می‌کنند.

💡 ‬متاهة من دخلها ضاع عقله أو ضل تظلي من حكى القرآن‬ ‫عن كيدها

یک هزارتو؛ هر که وارد آن شود، عقل خود را از دست می‌دهد یا گمراه می‌شود. قرآن از حیله‌گری آن سخن می‌گوید.

💡 إن تحويلات المهاجرين تمثل جزءا كبيرا من إجمالي دخلها القومي.

وجوه ارسالی مهاجران بخش بزرگی از درآمد ناخالص ملی آن را تشکیل می‌دهد.

💡 يحاول الأب تنظيم الإنفاق الشهري حتى لا تتجاوز الأسرة دخلها المحدود.

پدر سعی می‌کند هزینه‌های ماهانه را طوری تنظیم کند که خانواده از درآمد محدود خود فراتر نرود.

💡 تعيش بعض العائلات في هذه المنطقة برفاهيةٍ واضحة بفضل دخلها المرتفع واستقرارها المالي.

برخی از خانواده‌های این منطقه به لطف درآمد بالا و ثبات مالی، در رفاه آشکاری زندگی می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران