تدخله

🌐 مداخله او

«تدخله» می‌تواند به‌صورت «او را داخل می‌کند» یا «آن را وارد می‌کند» فهمیده شود، بسته به اینکه ضمیر «ـه» به چه چیزی برگردد. در عربی، «دخله» و صورت‌های نزدیک به آن گاهی به معنای «او را وارد کردن» یا «داخلِ چیزی کردن» می‌آیند. در فارسی می‌توان آن را «او را وارد می‌کند» یا «او را به داخل می‌برد» ترجمه کرد.

فعل (verb)

📌 مداخله کردن

📌 تداخل

جمله سازی با تدخله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وكان الجيش قد اعلن في السابق عدم تدخله في الحياة السياسية.

ارتش پیش از این اعلام کرده بود که در زندگی سیاسی دخالت نخواهد کرد.

💡 ساهم الطبيب في إنقاذ حياة المريض بفضل تدخله السريع.

پزشک به لطف مداخله سریع خود، جان بیمار را نجات داد.

💡 حيث لو أنّه تأخر تدخله جداً...

انگار برای دخالتش خیلی دیر شده بود...

💡 كان تدخله محدودًا، لكنه كفى لتوضيح الحقيقة للجميع.

مداخله او محدود بود، اما برای روشن شدن حقیقت برای همه کافی بود.

💡 أثار تدخله المفاجئ استغراب الحضور، لكنه ساعد في الوصول إلى حل.

مداخله ناگهانی او حاضران را غافلگیر کرد، اما به رسیدن به راه حل کمک کرد.

💡 لم أكن أعلم أن تدخله في الموضوع سيغير مسار النقاش كله.

من اصلاً نمی‌دانستم که دخالت او در این موضوع کل مسیر بحث را تغییر خواهد داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران