دخله

🌐 ورود او

«دخله» یعنی «آن را وارد کرد / به آن وارد شد» بسته به نقش ـه. ضمیر ه به «او / آن» برمی‌گردد. بدون جمله کامل، ممکن است «او را داخل کرد» یا «واردِ آن شد» معنی شود، اما اصل معنا از ریشه دخل یعنی «ورود» می‌آید.

وجه وصفی (participle)

📌 وارد شد

📌 وارد آن شد

صفت / وجه وصفی (adjective / participle)

📌 وارد شده

دیکشنری عربی به فارسی

📌 درآمد او

جمله سازی با دخله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ساعده هذا العمل بكثیر في تحسين دخله الشهري.

این شغل به او کمک زیادی در بهبود درآمد ماهانه‌اش کرد.

💡 ياتيه هذا المشروع فرصة ممتازة لتحسين دخله خلال السنة القادمة.

این پروژه فرصت بسیار خوبی برای او فراهم می‌کند تا درآمدش را در طول سال آینده بهبود بخشد.

💡 خافت الأسرة من إفلاس الأب بعد تراكم الديون وتراجع دخله الشهري.

خانواده از ورشکستگی پدر خانواده پس از انباشته شدن بدهی‌ها و کاهش درآمد ماهانه‌اش بیمناک بودند.

💡 ينبغي أن اتخذ خطوات عملية لتحسين دخله الشهري.

من باید گام‌های عملی برای بهبود درآمد ماهانه او بردارم.

💡 ادخر الرجل جزءًا من دخله للمستقبل بدلًا من إنفاقه كله.

مرد به جای اینکه همه درآمدش را خرج کند، بخشی از آن را برای آینده پس انداز کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران