دَبِق

🌐 چسبنده

«دبق» به معنای «چسبنده، لزج، دارای چسبندگی» است؛ از این ریشه برای توصیف چیزی که به دیگر چیزها می‌چسبد یا حالت غلیظ و چسبناک دارد استفاده می‌شود.

اسم (noun)

📌 دارواش

📌 ژل شدن

صفت (adjective)

📌 چسبنده

📌 چسبناک

جمله سازی با دَبِق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شعرَ الطفلُ بأنَّ يديه صارتا دبق بعدَ اللعبِ بالحلوى الملونةِ.

کودک احساس کرد که پس از بازی با آبنبات‌های رنگارنگ، دستانش چسبناک شده‌اند.

💡 استخدمَ العاملُ قطعةَ قماشٍ لإزالةِ المادةِ دبق من الزجاجِ.

کارگر با استفاده از یک تکه پارچه، ماده چسبنده را از روی شیشه پاک کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران