خيطه

🌐 نخ او

این واژه معمولاً به معنای «رشته، نخ، یا چیزی شبیه نخ» است و گاهی به «بافتِ نخی» یا «چیزهای به‌هم‌پیوسته به صورت رشته‌ای» اشاره می‌کند. در برخی لهجه‌ها ممکن است معنای دقیق‌تری بر اساس کاربرد محلی داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خط او

📌 رشته آن

📌 دوخت و دوزش

📌 کلو

جمله سازی با خيطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بفضل قصبة الصيد التلسكوبية، استطاع رمي خيطه لمدى أبعد.

به لطف چوب ماهیگیری تلسکوپی، او توانست نخ ماهیگیری‌اش را دورتر پرتاب کند.

💡 احتفظت الأم بـ خيطه داخل علبة الخياطة مع الإبر والأزرار.

مادر نخ‌هایش را همراه با سوزن‌ها و دکمه‌ها داخل جعبه خیاطی نگه می‌داشت.

💡 ضاعت خيطه بين الأدوات الصغيرة، فبدأ يبحث عنها بعناية.

نخ او بین ابزارهای کوچک گم شد، بنابراین با دقت شروع به جستجوی آن کرد.

💡 التقط الخياط خيطه الأسود من فوق الطاولة وواصل العمل بهدوء.

خیاط نخ مشکی‌اش را از روی میز برداشت و آرام به کارش ادامه داد.

💡 أثناء الدرس، تلقى كل طالب خيطه لممارسة مهاراته في الكروشيه.

در طول درس، هر دانش‌آموز کاموای مخصوص به خود را دریافت کرد تا مهارت‌های قلاب‌بافی خود را تمرین کند.

کلمات مرتبط