بخيط

🌐 با نخ

این واژه از ریشه‌ی «خيط» به معنای «نخ» است و در اصل می‌تواند به چیزی مربوط به نخ، رشته یا آنچه با نخ پیوند دارد اشاره کند. اگر به‌صورت صفت یا اسم به‌کار رود، بسته به بافت جمله ممکن است معنای «نخ‌دار»، «دارای رشته / ریسمان» یا حتی واژه‌ای مرتبط با دوخت و پیوند داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 با رشته

📌 با یک خط

جمله سازی با بخيط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد الفتى الصغير ألعابه بحماس بخيط للعبة مسلية.

پسر کوچک با هیجان اسباب‌بازی‌هایش را با نخی برای یک بازی سرگرم‌کننده می‌کشید.

💡 يلعب القط بخيط صغير على الأرض كأنه لعبة ممتعة.

گربه با یک نخ کوچک روی زمین طوری بازی می‌کند که انگار یک اسباب‌بازی سرگرم‌کننده است.

💡 استخدمتِ الخيّاطةُ بخيط ٍ متينٍ لإصلاحِ طرفِ الثوبِ بسرعةٍ.

خیاط از نخ محکمی برای ترمیم سریع لبه لباس استفاده کرد.

💡 ‫ظالم كمعطف من فراء أسود موشى بخيط ضوء شمعتين‬ ‫حمراوين‬ ‫ريح مسائية شرهة تهدد بقيامات صغيرة خارجـ النافذة‪

باد شامگاهی حریص، بی‌رحمانه همچون کت خز سیاهی که با نور دو شمع قرمز آراسته شده باشد، رستاخیزهای کوچک بیرون پنجره را تهدید می‌کند.

💡 ربطتُ الهديةَ بخيط ٍ أحمرَ كي لا تنفتحَ أثناءَ النقلِ.

کادو را با نخ قرمز بستم تا موقع حمل و نقل باز نشود.

💡 علّقتُ البطاقةَ الصغيرةَ بخيط ٍ رفيعٍ على بابِ الغرفةِ.

کارت کوچک را با نخ نازکی به در اتاق آویزان کردم.

کلمات مرتبط