خون

🌐 خائن

«خون» در عربی و فارسی بیشتر به‌صورت همان واژهٔ رایج «خون» شناخته می‌شود و به مایع سرخ‌رنگِ جاری در رگ‌ها اشاره دارد. در عربی معیار، صورت دقیق‌تر «دم» است، اما «خون» می‌تواند در برخی زبان‌ها یا گویش‌ها، یا در نام‌ها و واژه‌های وام‌گرفته، دیده شود. در فارسی معنایش روشن است: «مایع حیاتی بدن».

اسم (noun)

📌 خون

جمله سازی با خون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رأيتُ خونًا على الثوبِ بعدَ الحادثِ مباشرةً.

بلافاصله بعد از حادثه، لکه‌ای روی لباس دیدم.

💡 ترسم الدراما المقنعة خون خط القصة من Ramakian وكان في الأصل يؤدي فقط إلى البلاط الملكي.

درام نقابدار خون، خط داستانی راماکیان را دنبال می‌کند و در ابتدا تنها به دربار سلطنتی منتهی می‌شد.

💡 الناس وتعالج دائما كنيتهم، مسبوقة من قبل تحية خون \'، التي تعمل باسم السيد، السيدة أو الآنسة

افراد همیشه با نام خانوادگی‌شان مورد خطاب قرار می‌گیرند و قبل از آن با کلمه «خون» که به معنای آقا، خانم یا دوشیزه است، احوالپرسی می‌شوند.

💡 ويعكس تخلي يو خون سا وجيشه عن الاتجار بالمخدرات ثقتهما الكاملة في سياسة الحكومة.

این واقعیت که یو خون سا و ارتشش قاچاق مواد مخدر را کنار گذاشته‌اند، نشان دهنده اعتماد کامل آنها به سیاست دولت است.

💡 احتاجَ الطبيبُ إلى إيقافِ خونٍ بسيطٍ في ذراعِ الطفلِ.

پزشک مجبور بود خار کوچکی را که در بازوی کودک فرو رفته بود، متوقف کند.

💡 كان الخونُ واضحًا على القماشِ الأبيضِ، لذلكَ غُسلَ بسرعةٍ.

لکه روی پارچه سفید به وضوح دیده می‌شد، بنابراین سریع شسته شد.

کلمات مرتبط