الدم

🌐 خون

به معنای «خون» است، یعنی مایع حیاتی در بدن انسان و حیوان که وظیفهٔ رساندن اکسیژن و مواد غذایی را بر عهده دارد. در زبان عربی و فارسی کاربردی بسیار بنیادی دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خون

📌 سرم

جمله سازی با الدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يحتاج بعض المرضى إلى فحص الدم لمعرفة سبب التعب المستمر.

برخی از بیماران برای یافتن علت خستگی مداوم خود به آزمایش خون نیاز دارند.

💡 أدت الحادثة القاسية إِلى الدم في أكثر من مكان قبل وصول الإسعاف.

این حادثه وحشتناک منجر به خونریزی در بیش از یک نقطه قبل از رسیدن آمبولانس شد.

💡 يضخّ القلب الدم إلى جميع أجزاء الجسم بشكل مستمر ودقيق.

قلب خون را به طور مداوم و دقیق به تمام قسمت‌های بدن پمپ می‌کند.

💡 في المستشفى، تابعوا حالةَ ام الدم الابهرية خلالَ الأشعةِ والتصويرِ.

در بیمارستان، از طریق عکس‌برداری با اشعه ایکس و تصویربرداری، وضعیت آنوریسم آئورت را تحت نظر داشتند.

💡 رأيت الدم في الإسعاف بعد الحادث فشعرت بقلق شديد.

بعد از تصادف در آمبولانس خون دیدم و خیلی نگران شدم.

💡 شرحَ المختصُّ خطرَ ام الدم الابهرية للمريضِ بلغةٍ بسيطةٍ وواضحةٍ.

این متخصص با زبانی ساده و واضح، خطر آنوریسم آئورت را برای بیمار توضیح داد.

💡 حذر الأطباء من إصابة قد تؤدي إِلى الدم إذا لم تُعالج سريعًا.

پزشکان نسبت به جراحتی هشدار داده‌اند که در صورت عدم درمان سریع می‌تواند منجر به خونریزی شود.

💡 فحصَ الطبيبُ ام الدم الابهرية بدقةٍ قبلَ أن يكتبَ التقريرَ النهائيَّ.

پزشک قبل از نوشتن گزارش نهایی، آنوریسم آئورت را به دقت معاینه کرد.

💡 تطور المختبر الطبي بسرعة بعد شراء أجهزة حديثة لفحص الدم والأشعة.

آزمایشگاه پزشکی پس از خرید تجهیزات مدرن برای آزمایش خون و اشعه ایکس به سرعت توسعه یافت.

💡 طلب الطبيب تحليل الهيماتوکريت لمعرفة نسبة كريات الدم الحمراء في الدم.

پزشک برای تعیین درصد گلبول‌های قرمز خون، آزمایش هماتوکریت تجویز کرد.

💡 ‬كانت طول الطريق‬ ‫صامتة بعينين تملؤهما الدموع إلى أن احمرتا وصارتا كلون الدم ‪.

او تمام راه ساکت ماند، با چشمانی پر از اشک تا اینکه سرخ و به رنگ خون درآمدند.

کلمات مرتبط