خارطة

🌐 نقشه

این واژه به معنی «نقشه» است، به‌ویژه نقشه‌ی جغرافیایی یا هر نوع ترسیم و طرحی که موقعیت مکان‌ها را نشان می‌دهد. در عربی امروزی بسیار رایج است و هم برای نقشه‌ی واقعی و هم برای نقشه‌ی ذهنی یا برنامه‌ی کلی به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 نقشه

📌 طرح

📌 نقشه برداری

جمله سازی با خارطة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ‫هذا اليوم ال ينسى من عىل خارطة َع ُجَز فقداني إياِك

این روز هرگز فراموش نخواهد شد؛ فقدان تو بر نقشه زندگی من حک شده است.

💡 علّق المعلم خارطة كبيرة في الصف لشرح حدود الدول والأنهار.

معلم یک نقشه بزرگ را در کلاس آویزان کرد تا مرزهای کشورها و رودخانه‌ها را توضیح دهد.

💡 وضعتُ خارطة المدينة على الطاولة لأحدد الطريق إلى الفندق بسهولة.

نقشه شهر را روی میز گذاشتم تا به راحتی راه هتل را پیدا کنم.

💡 يحتاج السائق إلى خارطة واضحة عندما يسافر إلى مناطق غير مألوفة.

یک راننده هنگام سفر به مناطق ناآشنا به یک نقشه واضح نیاز دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران