خادمه
🌐 خدمتکار
این واژه به معنی «خدمتکار زن» یا «کلفت» است و از ریشهی «خدم» میآید. در زبان عربی امروزی برای زنی که در خانه یا جایی کارهای خدماتی و کمکرسانی انجام میدهد به کار میرود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 بنده اش
📌 پیشخدمت او
📌 سرور آن
📌 نوکر او
📌 خدمتکار او
📌 مباشر او
جمله سازی با خادمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طلبتُ من خادمه أن يحضر القهوة إلى غرفة الضيوف فورًا.
از خدمتکارش خواستم فوراً قهوه را به اتاق مهمان بیاورد.
💡 كانت خادمه دقيقة في مواعيدها وتعرف كيف تنظم الأعمال المنزلية جيدًا.
خدمتکار او وقتشناس بود و میدانست چگونه کارهای خانه را به خوبی سازماندهی کند.
💡 شكر الرجل خادمه على مساعدته في تجهيز الطاولة قبل وصول الزوار.
مرد از خدمتکارش به خاطر کمکش در چیدن میز قبل از رسیدن مهمانان تشکر کرد.