الخادمة

🌐 خدمتکار

«الخادمة» یعنی «خدمتکار زن» یا «کلفت». این واژه به زنی گفته می‌شود که در خانه یا محل کار به انجام امور خدماتی می‌پردازد و معادل مؤنث «خادم» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خدمتکار

📌 بنده

📌 خانه دار

📌 خدمتکار خانه

📌 دختر

📌 سرورهای اختصاصی

جمله سازی با الخادمة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالت الخادمة إن ملاءات السرير متسخة وتحتاج إلى غسل فوري.

خدمتکار گفت که ملحفه‌ها کثیف هستند و نیاز به شستشوی فوری دارند.

💡 رتّبت الخادمة فراشه بعناية قبل أن يدخل صاحبُ البيت إلى الغرفة.

خدمتکار قبل از اینکه صاحبخانه وارد اتاق شود، تخت او را با دقت مرتب کرد.

💡 نظفت الخادمة زجاج الطاولة بعد انتهاء الحفل العائلي.

خدمتکار بعد از پایان مهمانی خانوادگی، میز شیشه‌ای را تمیز کرد.

💡 طلبت الأم من الخادمة أن تنظف المطبخ قبل المساء.

مادر از خدمتکار خواست که قبل از عصر آشپزخانه را تمیز کند.

💡 بدت الغرفة رها ومرتبة بعد أن نظفتها الخادمة صباحًا.

اتاق بعد از اینکه خدمتکار صبح آن را تمیز کرد، تمیز و مرتب به نظر می‌رسید.

💡 رتبت الخادمة بياضات المنزل في الخزانة بعد غسلها وتجفيفها جيدًا تحت الشمس.

خدمتکار، ملحفه‌های خانه را پس از شستن و خشک کردن کامل در آفتاب، در کمد مرتب کرد.

💡 كانت الخادمة تعرف ترتيب المنزل جيدًا وتنجز عملها بسرعة.

خدمتکار می‌دانست چطور خانه را به خوبی مرتب کند و کارش را سریع تمام کرد.

💡 أزالت الخادمة الفتات من الطاولة بعد انتهاء العشاء.

خدمتکار بعد از تمام شدن شام، خرده‌های نان را از روی میز برداشت.

💡 أعادت الخادمة ترتيب المایدة بعد أن انتهى الجميع من تناول العشاء.

بعد از اینکه همه شام خوردند، خدمتکار میز را دوباره مرتب کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران